مطالب راجع به علوم سوم راهنمایی

آدمی و محیط زیست

در روزگار قدیم که عده انسانها بر سطح زمین کم بودند زیان و دستبردی که آدمی به محیط زیست پیرامون خود وارد می کرد در طول زمان وسیله خود طبیعت و محیط قابل جبران بود. درختان را قطع می کرد اما این تخریب آنقدر وسعت و دامنه نداشت که نسل جنگل و بیش

در روزگار قدیم که عده انسانها بر سطح زمین کم بودند زیان و دستبردی که آدمی به محیط زیست پیرامون خود وارد می کرد در طول زمان وسیله خود طبیعت و محیط قابل جبران بود. درختان را قطع می کرد اما این تخریب آنقدر وسعت و دامنه نداشت که نسل جنگل و بیشه ای را براندازد، بوته ها را می کند و حیوانات را شکار می کرد اما این شکار و بوته کنی به دلیل کمی عدد انسانها آنقدر کم و محدود بود که منتهی به قطع نسل نوعی از انواع نمی شد، از آبها می گذشت و بر آنها می نشست و آبها را آلوده می کرد اما حجم این فعالیت ها آنقدر نبود که منتهی به بی استفاده  شدن آنها شود.

بمرور زمان که افزایش جمعیت انسانی رخ داد این افزایش به نوعی از  بهره برداری محیط منتهی شد که دیگر جبران آن بوسیله طبیعت میسر نمی شد. این انسان سرتا پا نیازمند طبیعت که نیازمندیهای اساسی موتور وجودش در شبانه روز به 20 متر مکعب هوا، 720 لیتر اکسیژن و 2.7 لیتر آب نیاز دارد و آنقدر ضعیف است که اگر چند لحظه هوا به او نرسد از بین خواهد رفت کوهها را می تراشد، دشتها را بر می کند، ترکیب خاکها را برهم می زند، جنگلها را می برد و سرانجام محیط را به نحو دلخواه خود تغییر می دهد و حاصل آن چیزی نیست جز تخریب و آلودگی محیط زیست. نتیجه این کار تغییرات عظیمی است که در شرایط طبیعی کره زمین در حال وقوع است، که مهمترین آنها گرم شدن کره زمین است. اکنون جنگل ها و مراتع که در تعدیل آب و هوا و رطوبت خاک نقشی بسزا دارند، قبل از آنکه بتوانند احیا شوند نابود می شوند. لایة ازن که کره زمین را از گزند اثرات زیانبار اشعه ماورای بنفش خورشید محفوظ می دارد روز بروز نازکتر می شود و احتمال بروز انواع سرطانها را افزایش می دهد. قدرت تولید مواد غذایی در سطح جهان به علت فرسایش خاک و بهره برداری بیروبه از زمین و آب در حال کاهش است و آثار آن که همانا کمبود مواد غذایی است اکنون بیش از پیش نمایان شده است. دریاچه ها ، رودخانه ها و حتی دریاها در طی این مدت تبدیل به زباله دانهای صنعتی و مراکز فاضلاب شده اند، صدها و بلکه هزاران گونه مختلف گیاهی و جانوری که در زندگی روی کره زمین با ما مشارکت داشته اند محو گردیده اند و متاسفانه انسان در بروز و ظهور این عواقب ناگوار تخریب محیط زیست مقام نخست را دارد چرا که با دست یافتن به ابزارها و تکنولوژیهای پیشرفته، بر محیط زیست و کره ای که در آن زندگی می کنیم مسلط تر شده است و از این راه آسیب های جدی به محیط زیست وارد کرده و حتی می توان گفت تعادل محیط زیست را برهم زده است. این نکته را باید یادآور شد که در نظام اکولوژیک ، انسان از محیط پیرامون خود جدا نیست بنا براین نباید انسان را جدا و محیط را جدا فرض کرد، در این نظام انسان به لحاظی جزء طبیعت و به لحاظی صاحب طبیعت است یعنی هم مالک است و هم مملوک، هم نافذ است هم تحت نفوذ، هم دهنده است و هم گیرنده ، هم موثر است و هم تحت تاثیر و خلاصه روابطش پیچیده تر از آن است که بتوان او را جدا از محیط بر نگریست. مسئله اساسی این است که برای ادامه حیات بر سطح زمین باید چنان رفتار کرد که محیطی که حیاتمان بدان وابسته است بر اثر دستکاریهای ما آنچنان ویران نشود که نتواند خود را بازسازد و یا نتوان آن را بازساخت. از طرفی باید گفت خطر ویران سازی محیط تنها از افزایش جمعیت نیست بلکه نحوه بهره برداری ما از محیط است که می تواند آنرا به تعادل یا سیر قهقرایی سوق دهد. بهره برداریهای ما باید دقیقا سازمان یافته و از پیش اندیشیده باشد. آدمی حق ندارد بیش از سهم خود از محیط بهره برداری کند چرا که محیط زنده است و عکس العمل سزاوارنه ای از خود بروز می دهد ملموس ترین عکس العمل محیط طبیعی را بارها و بارها به چشم خود دیده ایم. مگر خسارات خشکسالیها را بارها تجربه نکرده ایم؟ مگر شاهد طوفانهای گرد و خاک در مناطق بیابانی نبوده ایم؟ مگر خرابی و صدمات سیل ها را بارها به چشم خود ندیده ایم؟. مگر نه این است که حوادث‌ ناگوار بروز سیلابهای متعدد در  مناطق ‌سرسبز شمال‌کشور که ‌روزگاران‌درازی ‌به ‌برکت وجود پوشش جنگلی ‌انبوه‌، بارشهای منظم ‌و کافی‌،خاکهای ‌عمیق و  حاصلخیز و تعادل ‌پایدار اکوسیستم‌،  بعنوان‌جزیره‌های ‌امن‌و مصون ‌از آفات و بلایای ‌طبیعی‌همچون ‌سیل‌محسوب می‌شد بصورت ‌وحشتناکی‌عیان ‌شده ‌است‌. اما بازهم نظاره گر تخریب جنگلهای کجور و کلاردشت و لاکان و سایر مناطق هستیم، باشد تا پاسخ طبیعت را دگر باره ببیینم!. با چه زبانی باید گفت که آنچه ‌بیشتر موجب‌ بروز طوفانهای گرد و خاک و یا سیلابها شده‌ و می شوند، عمل‌متقابل و قانونمند طبیعت‌ در  برابر  بهره‌برداری‌های  ‌بی‌رویه ‌انسان‌،  کاربری‌های ‌نادرست‌ اراضی و استفاده‌های ‌نابخردانه‌ انسان ‌از منابع ‌بیکران‌آن است‌. طبیعت ‌چه در مناطق خشک و بیابانی و چه در‌ مناطق‌ کوهستانی ‌بنا به ‌ماهیت خود شکننده‌اند و فشارهای‌جمعیت رو  به ‌رشد انسان ‌و  استفاده‌های ‌نامعقول آنها را بر نمی‌تابند و به ‌همین ‌دلیل ‌با آهنگی ‌سریع ‌رو به ‌تخریب ‌گذاشته‌اند و برای‌ انسان‌ چنین پیامدهای ‌ویرانگری‌ ‌به ‌بار می‌آورند. به هر روی و با تاسف بسیار باید بگویم که اگر وضع بهمین منوال باشد برای منابع طبیعی و محیط زیست کشور آینده خوبی را پیش بینی نمی کنم چرا که در حال حاضر بهره برداران طبیعت را دو گروه می بینم. گروهی سودجو و گروهی ناآگاه. سودجویان برای منافع خویش و با ترفندهای خود دانسته از هیچ چیز فروگذار نمی کنند آنها نه بفکر منابع طبیعی و محیط زیست بلکه فقط به فکر جیب خود هستند و احتمالا از بعضی جهات هم پشت شان گرم است، اما گروه ناآگاه که نه از روی غرض و مرض بلکه ندانسته و یا از سر ناچاری اعمالی را مرتکب می شوند که سبب ساز تخریب منابع طبیعی و محیط زیست کشور می شوند و متاسفانه بسیاری از دولتمردان و سیاست گزاران نیز در این دسته هستند. از موج سبز هم برای حرکتی که به منظور  پاسداشت حرمت محیط زیست براه انداخته است سپاسگذارم.

ه ای را براندازد، بوته ها را می کند و حیوانات را شکار می کرد اما این شکار و بوته کنی به دلیل کمی عدد انسانها آنقدر کم و محدود بود که منتهی به قطع نسل نوعی از انواع نمی شد، از آبها می گذشت و بر آنها می نشست و آبها را آلوده می کرد اما حجم این فعالیت ها آنقدر نبود که منتهی به بی استفاده  شدن آنها شود.

بمرور زمان که افزایش جمعیت انسانی رخ داد این افزایش به نوعی از  بهره برداری محیط منتهی شد که دیگر جبران آن بوسیله طبیعت میسر نمی شد. این انسان سرتا پا نیازمند طبیعت که نیازمندیهای اساسی موتور وجودش در شبانه روز به 20 متر مکعب هوا، 720 لیتر اکسیژن و 2.7 لیتر آب نیاز دارد و آنقدر ضعیف است که اگر چند لحظه هوا به او نرسد از بین خواهد رفت کوهها را می تراشد، دشتها را بر می کند، ترکیب خاکها را برهم می زند، جنگلها را می برد و سرانجام محیط را به نحو دلخواه خود تغییر می دهد و حاصل آن چیزی نیست جز تخریب و آلودگی محیط زیست. نتیجه این کار تغییرات عظیمی است که در شرایط طبیعی کره زمین در حال وقوع است، که مهمترین آنها گرم شدن کره زمین است. اکنون جنگل ها و مراتع که در تعدیل آب و هوا و رطوبت خاک نقشی بسزا دارند، قبل از آنکه بتوانند احیا شوند نابود می شوند. لایة ازن که کره زمین را از گزند اثرات زیانبار اشعه ماورای بنفش خورشید محفوظ می دارد روز بروز نازکتر می شود و احتمال بروز انواع سرطانها را افزایش می دهد. قدرت تولید مواد غذایی در سطح جهان به علت فرسایش خاک و بهره برداری بیروبه از زمین و آب در حال کاهش است و آثار آن که همانا کمبود مواد غذایی است اکنون بیش از پیش نمایان شده است. دریاچه ها ، رودخانه ها و حتی دریاها در طی این مدت تبدیل به زباله دانهای صنعتی و مراکز فاضلاب شده اند، صدها و بلکه هزاران گونه مختلف گیاهی و جانوری که در زندگی روی کره زمین با ما مشارکت داشته اند محو گردیده اند و متاسفانه انسان در بروز و ظهور این عواقب ناگوار تخریب محیط زیست مقام نخست را دارد چرا که با دست یافتن به ابزارها و تکنولوژیهای پیشرفته، بر محیط زیست و کره ای که در آن زندگی می کنیم مسلط تر شده است و از این راه آسیب های جدی به محیط زیست وارد کرده و حتی می توان گفت تعادل محیط زیست را برهم زده است. این نکته را باید یادآور شد که در نظام اکولوژیک ، انسان از محیط پیرامون خود جدا نیست بنا براین نباید انسان را جدا و محیط را جدا فرض کرد، در این نظام انسان به لحاظی جزء طبیعت و به لحاظی صاحب طبیعت است یعنی هم مالک است و هم مملوک، هم نافذ است هم تحت نفوذ، هم دهنده است و هم گیرنده ، هم موثر است و هم تحت تاثیر و خلاصه روابطش پیچیده تر از آن است که بتوان او را جدا از محیط بر نگریست. مسئله اساسی این است که برای ادامه حیات بر سطح زمین باید چنان رفتار کرد که محیطی که حیاتمان بدان وابسته است بر اثر دستکاریهای ما آنچنان ویران نشود که نتواند خود را بازسازد و یا نتوان آن را بازساخت. از طرفی باید گفت خطر ویران سازی محیط تنها از افزایش جمعیت نیست بلکه نحوه بهره برداری ما از محیط است که می تواند آنرا به تعادل یا سیر قهقرایی سوق دهد. بهره برداریهای ما باید دقیقا سازمان یافته و از پیش اندیشیده باشد. آدمی حق ندارد بیش از سهم خود از محیط بهره برداری کند چرا که محیط زنده است و عکس العمل سزاوارنه ای از خود بروز می دهد ملموس ترین عکس العمل محیط طبیعی را بارها و بارها به چشم خود دیده ایم. مگر خسارات خشکسالیها را بارها تجربه نکرده ایم؟ مگر شاهد طوفانهای گرد و خاک در مناطق بیابانی نبوده ایم؟ مگر خرابی و صدمات سیل ها را بارها به چشم خود ندیده ایم؟. مگر نه این است که حوادث‌ ناگوار بروز سیلابهای متعدد در  مناطق ‌سرسبز شمال‌کشور که ‌روزگاران‌درازی ‌به ‌برکت وجود پوشش جنگلی ‌انبوه‌، بارشهای منظم ‌و کافی‌،خاکهای ‌عمیق و  حاصلخیز و تعادل ‌پایدار اکوسیستم‌،  بعنوان‌جزیره‌های ‌امن‌و مصون ‌از آفات و بلایای ‌طبیعی‌همچون ‌سیل‌محسوب می‌شد بصورت ‌وحشتناکی‌عیان ‌شده ‌است‌. اما بازهم نظاره گر تخریب جنگلهای کجور و کلاردشت و لاکان و سایر مناطق هستیم، باشد تا پاسخ طبیعت را دگر باره ببیینم!. با چه زبانی باید گفت که آنچه ‌بیشتر موجب‌ بروز طوفانهای گرد و خاک و یا سیلابها شده‌ و می شوند، عمل‌متقابل و قانونمند طبیعت‌ در  برابر  بهره‌برداری‌های  ‌بی‌رویه ‌انسان‌،  کاربری‌های ‌نادرست‌ اراضی و استفاده‌های ‌نابخردانه‌ انسان ‌از منابع ‌بیکران‌آن است‌. طبیعت ‌چه در مناطق خشک و بیابانی و چه در‌ مناطق‌ کوهستانی ‌بنا به ‌ماهیت خود شکننده‌اند و فشارهای‌جمعیت رو  به ‌رشد انسان ‌و  استفاده‌های ‌نامعقول آنها را بر نمی‌تابند و به ‌همین ‌دلیل ‌با آهنگی ‌سریع ‌رو به ‌تخریب ‌گذاشته‌اند و برای‌ انسان‌ چنین پیامدهای ‌ویرانگری‌ ‌به ‌بار می‌آورند. به هر روی و با تاسف بسیار باید بگویم که اگر وضع بهمین منوال باشد برای منابع طبیعی و محیط زیست کشور آینده خوبی را پیش بینی نمی کنم چرا که در حال حاضر بهره برداران طبیعت را دو گروه می بینم. گروهی سودجو و گروهی ناآگاه. سودجویان برای منافع خویش و با ترفندهای خود دانسته از هیچ چیز فروگذار نمی کنند آنها نه بفکر منابع طبیعی و محیط زیست بلکه فقط به فکر جیب خود هستند و احتمالا از بعضی جهات هم پشت شان گرم است، اما گروه ناآگاه که نه از روی غرض و مرض بلکه ندانسته و یا از سر ناچاری اعمالی را مرتکب می شوند که سبب ساز تخریب منابع طبیعی و محیط زیست کشور می شوند و متاسفانه بسیاری از دولتمردان و سیاست گزاران نیز در این دسته هستند. از موج سبز هم برای حرکتی که به منظور  پاسداشت حرمت محیط زیست براه انداخته است سپاسگذارم.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 9:2  توسط مصطفی قهرمانی |